چگونه یک استراتژی بازاریابی دیجیتال، یک مرحله در یک زمان توسعه دهیم
استراتژی بازاریابی دیجیتال، استراتژی بازاریابی اینترنتی
آیا به کلیک، تعامل یا فروش بیشتری نیاز دارید؟ اگر به دنبال تقویت تلاشهای بازاریابی آنلاین خود هستید، باید درک درستی از نحوه عملکرد یک استراتژی بازاریابی دیجیتال داشته باشید.
A استراتژی بازاریابی دیجیتال می تواند به شما کمک کند تا افراد غریبه را به طرفداران وفادار تبدیل کنید. اگرچه راهنماهای مختلفی در اینترنت موجود است، اما هیچ کدام به اندازه راهنمای شما جامع نیستند.
این هشت مرحله ای استراتژی بازاریابی دیجیتال به مردم کمک می کند تا برند شما را پیدا کنند و قبل از تبدیل شدن به مشتریان عادی با شما روابط برقرار کنند.
این سفری نیست که مشتریان بالقوه خودشان باید طی کنند. اگر این افراد به حال خود رها شوند، گم می شوند، علاقه خود را از دست می دهند یا برند شما را به کلی فراموش می کنند.
در نهایت، بازاریابی یک فرآیند یکباره نیست. این شامل هشت مرحله مختلف است که باید در هنگام تبلیغات و خرید در نظر گرفته شود.
استراتژی ای که شما ایجاد می کنید باید افراد را در هر مرحله هدایت کند و در صورت گم شدن به آنها کمک کند. با مشارکت دادن خود در فرآیند آنها، می توانید آنها را در هر مرحله راهنمایی کنید تا اطمینان حاصل کنید که تبدیل آنها به مشتریان وفادار به واقعیت می پیوندد.
اگر درک کاملی از آنچه استراتژی دیجیتال مارکتینگ مستلزم آن است داشته باشید، میتوانید بهطور عمدی شرکت خود را به گونهای مهندسی کنید که بهطور پیشبینیشده افراد را در هر مرحله از فرآیند حرکت دهد.
به بیان دیگر، تولید منجر به شانس واگذار نخواهد شد شما نباید به چوب بکوبید و امیدوار باشید که همه چیز برای شما خوب باشد. هنگامی که درک درستی از نحوه عملکرد یک استراتژی بازاریابی دیجیتال داشته باشید، ارجاعات و نظرات مثبت اساساً خودکار می شوند.
هدف بازاریابی این است که مشتریان و مشتریان بالقوه را به صورت نامحسوس و یکپارچه در هر مرحله از یک استراتژی بازاریابی دیجیتال سوق دهد.
مقاله زیر چند سوال در مورد شرکت شما ارسال خواهد کرد:
چه نوع ارزشی به بازار ارائه می کنید؟
چه چیزی شرکت شما را شایسته کسب و کار مشتری می کند؟ چرا یک مشتری بالقوه پول خود را برای شما خرج می کند؟ به عنوان یک قاعده سرانگشتی، درک کنید که مشتریان واقعاً اهمیتی نمیدهند که چه چیزی را میفروشید، بلکه تأثیر آن بر آنهاست.
چگونه میتوانید بهطور پیشبینیشده و عمدی، مشتریان بالقوه را به مروج، مدافع و رهبر تبدیل کنید؟
اکثر این مقاله بر روی این پرسش خاص متمرکز خواهد شد. زمانی که خواندن آن را به پایان می رسانید، نقشه راهی خواهید داشت که به طور پیش بینی شده و عمدی مشتریان را در مسیر خریدشان جابه جا می کند.

قابل پیش بینی بودن و التفاتی حیاتی هستند، و در اینجا دلیل آن است:
اگر از قبل حتی یک مشتری داشته باشید، یک استراتژی بازاریابی دیجیتال برای کسب و کار شما وجود دارد. سؤالی که باید از خود بپرسید این است که آیا آن مشتری عمداً ایجاد شده است یا خیر، و اگر چنین است، آیا میتوانید مشتری دیگری را با استفاده از همان قصد جذب کنید.
در پایان این مقاله، بینش لازم برای تولید سرنخهای جدید، تبدیل آنها به خریداران و ارجاع آن افراد به دیگران را خواهید داشت.
با حفظ دو سوال بالا در افکار خود، همانطور که در هر مرحله از استراتژی بازاریابی دیجیتال راه خود را طی می کنید، تشویق می شوید که به طور مکرر به این سوالات بازگردید. VALUE ارائه شده را در نظر بگیرید، و همچنین نحوه تغییر پیش بینی و عمدی مشتریان بالقوه را در نظر بگیرید.
برای پاسخ به این سؤالات، باید درک کنید که روابط سالم در تجارت شامل چه مواردی است.
بیایید هر مرحله از یک استراتژی بازاریابی دیجیتال را یک مرحله در یک زمان مرور کنیم.
مرحله اول: ایجاد آگاهی
گام اولیه بدون فکر است. شما باید در رادار مشتری بالقوه باشید.
مردم قبل از اینکه بتوانند چیزی از شما بخرند باید بدانند که شما وجود دارید.
این اولین قدم در هر استراتژی بازاریابی دیجیتال است.
این یک مرحله کاملاً خود توضیحی است که شامل کسی می شود که شما را کشف کند. از هیچ کس نمی توان انتظار داشت که به طور خودکار از شما آگاهی داشته باشد. اگر می خواهید مشتری ایجاد کنید، ابتدا باید آگاهی ایجاد کنید.
از طریق می توان به این امر دست یافت رسانه های اجتماعی، دهان به دهان، رویدادها، پست های وبلاگ، تبلیغات یا موارد دیگر کانال که پیشنهادات، راه حل ها و محصولات شما را در دید مشتریان بالقوه قرار می دهد.
برای اینکه این اتفاق بیفتد، محتوایی که ایجاد می کنید باید به اندازه کافی مردم را آگاه کند یا سرگرم کند تا توجه آنها را جلب کند.

مرحله دوم: تعامل را تحریک کنید
زمانی که مشتریان بالقوه از وجود شما آگاه شوند، رابطه ای را با آنها ایجاد کرده اید. با این حال، هنوز باید اعتماد آنها را جلب کنید و همچنین به آنها کمک کنید تا شما را بهتر درک کنند.
به این ترتیب، مرحله زیر مستلزم تقویت روابط با مشتریان بالقوه است.
تعامل شامل تعامل با افراد بالقوه است. با استفاده از نوعی محتوای آموزنده، سرگرم کننده یا ترکیبی از هر دو، مستقیماً با آنها صحبت کنید.
تعامل باید در طول سفر مشتری حفظ شود. این یک کار یک بار نیست.
به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی دیجیتال شما، این مرحله درست پس از تعامل اولیه یا ارتباط شما با مشتریان احتمالی شروع می شود. این برای تمام مدت تجربه این افراد با شرکت شما ادامه دارد. این مستلزم یک بحث مداوم با آنها با استفاده از کانال های متعدد است: پشتیبانی مشتری، ایمیل، انجمن های آنلاین، وبلاگ ها و غیره.

سر بالا: قبل از شروع، درک آن ضروری است که بازار هدف شما، جایی که آنها واقع شده اند، و چی می خواهید آنها را بخرند. برای دریافت ایده بهتر در مورد نوع افرادی که به آنها می فروشید، با کلیک کردن بر روی اینجا، الگوی نماد مشتری ما را به صورت رایگان دانلود کنید.
مرحله سوم: این افراد را به مشترک تبدیل کنید
وقتی تجربه افراد از شرکت شما مثبت باشد، اعتماد شروع به شکل گیری می کند. بعد از اینکه این اتفاق افتاد، می توانید با عضویت در خبرنامه از آنها بخواهید که متعهد شوند که به شما اجازه ارسال ایمیل به آنها را می دهد.
از اینجا، مشتری بالقوه شما اطلاعات بیشتری در مورد شما خواهد داشت و به شکلی با برند شما تعامل خواهد داشت.
به دست آوردن اطلاعات تماس مشتری بالقوه، شانس برقراری ارتباط شما با آنها را در آینده تقویت می کند.
چطور مگه؟
امروزه، مردم تقریباً از هر شرکتی در بازاریابی با محتوای بمباران شده اند. فقط به این دلیل که یک شخص یک مقاله وبلاگ شما را می خواند، تضمین نمی کند که او عمداً به شما باز خواهد گشت.
وقتی افراد اطلاعاتی را به شما می دهند که به شما امکان می دهد با آنها ارتباط برقرار کنید (مثلاً آدرس ایمیل آنها)، از شما می خواهند که بعداً با آنها در تماس باشید. اطلاعات تماس آنها معمولاً در ازای نوعی رشوه با شما معامله می شود، چه به صورت محصولات رایگان، خدمات، یا محتوا.

هر چند این مشکلی دارد. این روزها مردم در به اشتراک گذاری اطلاعات خصوصی مردد هستند. به این ترتیب، شما باید چیزی ارزشمند به آنها ارائه دهید که این تبادل اطلاعات را توجیه کند. برخی از افراد از راهنماها، گزارش ها، دموها، فصل های کتاب، webinars، یا نمونه های محصول برای ترغیب مشتریان به دادن آدرس ایمیل خود به آنها.
در نهایت، شما باید به مشتریان بالقوه چیزی را ارائه دهید که آنها می خواهند. تنها کاری که آنها برای دریافت پیشنهاد شما باید انجام دهند این است که آدرس ایمیل خود را تحویل دهند. همین.
مرحله چهارم: آنها را به مشتری تبدیل کنید
اگر پیشنهاد شما ارزش دارد (شاید مشکلی را حل کند یا به یک سوال پاسخ دهد)، مشتریان احتمالی شما کاملا مشتاق خواهند بود که اطلاعات تماس خود را با شما به اشتراک بگذارند. تنها چیزی که آنها نیاز دارند اطلاعاتی در مورد نحوه انجام آن است.
بهینه ترین راه برای دستیابی به آن، استفاده از یک پیشنهاد کم ریسک/ارزش بالا (با نام مستعار پیشنهاد نقطه ورود) است که به آنها اجازه می دهد تا از پیشنهاد شما بدون ضرر قابل توجهی استفاده کنند.
به منظور شفاف سازی، پیشنهادات نقطه ورود برای کسب سود برای شما ایجاد نشده اند. تنها هدف آنها تسهیل یک انتقال بدون درز است که باعث می شود از آن خارج شوند پیرو or مشترک به مشتری جدید. مدت کوتاهی پس از آن می توانید روی کسب سود تمرکز کنید.
در حال حاضر، تعهد مالی شما باید کوچک باشد: شاید بین 8 تا 20 دلار. سعی کنید پس از جذب مشتری هزینه های خود را پوشش دهید.
اینجا مکانی برای تشویق مشتریان بالقوه برای سرمایه گذاری بیشتر روی خدمات یا محصولات پیچیده تر نیست. با انجام این کار، شما اساساً خیلی زود درخواست خواهید کرد.
اینجا حتی جایی نیست که به فکر کسب سود برای خود باشید. در طول این مرحله، انتظار از دست دادن چشم اندازهای به دست آوردن پول را داشته باشید.

مرحله تبدیل مستلزم افزایش سطوح تعهد نسبت به سرنخ هایی است که قبلاً داشته اید. سودآوری در این مرحله هدف نیست.
کسبوکارهای موفق در سراسر جهان میدانند که فعالیتهای بازاریابی پرهزینه بخشی از فرآیند جذب مشتری است. این دلیلی است که شرکت های تلفن همراه با خوشحالی قرارداد رقبای شما را می خرند یا یک تلفن کاملاً جدید را بدون پرداخت هزینه در اختیار شما قرار می دهند.
در اینجا هدف جذب مشتری است. سود بعدا خواهد آمد
مرحله پنجم: ایجاد هیجان برند
یک مشتری جدید بعد از این مرحله نوعی معامله با شرکت شما انجام می دهد. هر چند معامله کوچک خواهد بود. صرف نظر از این، مشتری بخشی از پول یا زمان خود را به شما داده است.
اکنون بسیار مهم است که اطمینان حاصل شود که این معامله برای آنها یک تجربه مثبت باقی می ماند.
اینجا به همین دلیل: اگر فردی ارزشی از معامله دریافت نکرده باشد، انگیزه ای برای پیشرفت به مرحله زیر و خرید اقلام گرانتر از شما نخواهد داشت.
با این گفته، چگونه می توانید اطمینان حاصل کنید که تجربه مشتریان با شما خوب است؟

اولا، باید فرض کنیم که کالا یا خدماتی که مشتری بالقوه وقت یا پول خود را برای آن صرف کرده است ارزش آن را داشته باشد. خدمات یا محصولاتی که ارائه می دهید باید باشد برجسته به آنها.
دومین بار، مشتری باید از آخرین معامله ای که با شرکت شما داشته است، ارزش دریافت کند. مرحله هیجان انگیز استراتژی بازاریابی دیجیتال چیزی است که باید مدام به آن چرخید. هر زمان که یک مشتری بالقوه یا مشتری آنچه را که از او خواسته اید دنبال کند (به عنوان مثال، شرکت در یک وبینار، خرید محصول، استفاده از خدمات و غیره)، بازاریابی شما باید طوری مهندسی شود که ارزشی را که به دست می آورد بهینه کند.
مرحله ششم: تبدیل آنها به خریداران مکرر (فاز صعود)
در حال حاضر، شما پول، منابع و زمان را برای به دست آوردن مشتریان و سرنخ ها سرمایه گذاری کرده اید و در عین حال مطمئن هستید که آنها از شما ارزش دریافت می کنند. این امکان وجود دارد که - تا این لحظه - ممکن است سودی نداشته باشید. اگر بازاری که در آن هستید رقابتی باشد (و واقعاً کدام یک نیست؟) این احتمال بیشتر خواهد بود. ممکن است به خاطر به دست آوردن مشتریان، پولی در این فرآیند از بین برود.
در صورتی که بتوانید از مشتریان پشتیبان کسب درآمد کنید، خریدهای اولیه می تواند یک حرکت تجاری زیرکانه باشد.
مرحله صعودی استراتژی دیجیتال مارکتینگ جایی است که مشتریان آماده هستند تا بیشتر از شما خرید کنند و این کار را بیشتر انجام دهند. اگر شرکت شما یک پیشنهاد اصلی ارائه میکند، اکنون زمان ارائه آن پیشنهاد است. پس از اینکه مشتری پیشنهاد اصلی شما را خرید، می توانید پیشنهادات مربوطه را به آنها ارائه دهید. در طول این مرحله، باید به مشتریان فروش بیشتری داشته باشید و به آنها حداکثر سود را ارائه دهید.

مرحله هفتم: آنها را تشویق کنید تا شما را به دیگران معرفی کنند (مرحله وکالت)
در این مرحله، شما یک مشتری راضی دارید که چندین چیز از شرکت شما خریده است. مرحله بعدی در استراتژی بازاریابی دیجیتال شما تشویق مشتریان به طرفداری برای شرکت شما خواهد بود.
مدافع را می توان به عنوان کسی تعریف کرد که کسب و کار شما را تحسین می کند.
برخی از مدافعان به عنوان "مروج منفعل" یاد می کنند. کسب و کار شما توسط آنها به طور فعال تبلیغ نمی شود، اما اگر کسی از آنها در مورد شما یا خدماتی که ارائه می دهید بپرسد، این افراد با چیزهای مثبتی در مورد شما/خدمات شما پاسخ خواهند داد.
بنابراین، هنگامی که در این مرحله از استراتژی بازاریابی دیجیتال هستید، از مشتریان بخواهید که تجربیات مثبتی که داشته اند با شرکت شما به اشتراک بگذارند یا از طریق پست در رسانه های اجتماعی یا نوشتن یک بررسی مثبت در جایی.

دو مرحله آخر (تبلیغ و مدافع) فراتر از محدوده بازاریابی قابل کنترل نیستند. این مراحل می توانند عمداً مروجین و حامیان بیشتری ایجاد کنند.
گام هشتم: آنها را به تبلیغ کننده تبدیل کنید
چیزی که مروجین را از حامیان متمایز می کند، این واقعیت است که آنها فعالانه درباره محصولات، خدمات یا برند شما صحبت می کنند. از سوی دیگر، طرفداران برند آنقدر فعال نیستند. در واقع تفاوت اصلی این دو در منفعل بودن دومی است.
در چندین مورد، ممکن است یک تبلیغ کننده با کسب و کار شما برخورد مثبتی داشته باشد و بخواهد در مورد آن به خانواده و دوستان خود بگوید. در موارد دیگر، آنها شما را تبلیغ می کنند زیرا شما به آنها انگیزه داده اید.
از آنجایی که افراد جدید از کسی که به آنها اعتماد دارند (مثل یکی از اعضای خانواده یا دوست) درباره برند شما می شنوند، این افراد تمایل بیشتری به تبدیل شدن به مشتریان جدید شما دارند.
ایجاد پیشگیرانه بیشتر پروموگرها ضروری خواهد بود، زیرا تعداد زیادی از فروشندگان بدون مزد را تولید می کند که شایعات را در مورد پیشنهاد شما پخش می کنند.

تبلیغ فعال ممکن است مستلزم یک کمیسیون یا رابطه وابسته یا شاید یک پیشنهاد رایگان در ازای ارسال مشتریان جدید به سمت شما باشد. موقعیتی است که هم شما و هم ارجاع دهنده برنده می شوید.
